تبليغاتX
قد بلند سمپاد

قد بلند سمپاد

معرفی سریال کره ای

سلام جیگرا خوبید ؟ سلامتید ؟

امروز دیگه دیدم حالا هیچی ندارم آپ کنم حداقل سریال خیلی خوب کره ای معرفی کنم . حتما سفارش بدید و لذت ببرید. راستی اینا به ترتیب قشنگ بودنشون مرتب شدن.

۱- تو زیبایی معروف بهyou are beautiful

۲- پسران برتر از گل 

۳- جومونگ ۳

۴- پاستا

۵- دوست دخترم روباهه

۶- بوسه ی بازیگوشانه

۷- خانواده ی بد

۸- ......

اگه اینا رو نخرید کل عمرتون بر فناست.

بای بای خوش بگذره.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 16:7  توسط بابا لنگ دراز  | 

سلام به برو بچ خودمون . ما امروز رفتیم دانشگاه باهنر تشریح جسد انسان . اینقدر زشت بود که خدا میدونه . ایشاا.. نسیب شما هم بشه .

بای بای

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 15:33  توسط بابا لنگ دراز  | 

اس ام اس فارسی

اگه از کنار یه گنجشک رد شدی نپرید فکر نکن دوست داره!تو رو ادم حساب نکرده «
...................................................................
 
اگه یه روز سراغم رو گرفتی و ازم خبری نشد سری بهم بزن احتمالا بهت احتیاج دارم  «
..................................................................

راز شادی در لذت پاک بردن از چیزهای ساده است «
..................................................................

میگی گل رو دوست داری ولی میچینیش... میگی بارون رو دوست داری ولی با چتر  «
میری زیرش... میگی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس میندازیش... چه جوری میتونم نترسم وقتی میگی دوستم داری؟؟؟
..................................................................
 
دیروز : از پذیرفتن خانم های بدحجاب معذوریم!!! امروز: از پذیرفتن خانم ها، با  «
شلوار کوتاه معذوریم!!! فردا : خواهشا با شلوار وارد شوید
..................................................................
 
امیدوارم در این سال جاری پله های ترقی را یکی یکی طی بکشید «
..................................................................

خوشبخت ترین فرد کسی است که بیش از همه سعی کند دیگران را خوشبخت سازد  «
..................................................................
 
اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم  «
وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری
..................................................................
 
شباهت آقایون با آگهی بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را  «
باور کنید و هیچ چیزی برای زمانی بیش از ۶۰ ثانیه دوام نمی آورد
..................................................................

اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که میای  «
دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ...... اینطوریه که دل همه آدما میشکنه
..................................................................
 
یک بار برای دیدن دریا قدم به ساحل گذاشتی... اما امواج دریا هزاران بار برای  «
بوسیدن قدمگاهت تا روی ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر
قدمگاهت بوسه میزنم.
..................................................................

مهربانی را در نگاه منتظر کودکی دیدم که آبنباتش را به دریا انداخت تا اب شیرین شود  «
..................................................................

وقتی صدایمیاد منیش این نیست که مسیج داری منیش اینه که یکی به یادته  «
..................................................................
 
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... «
سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی
..................................................................

اگه فرهاد شیرین رو یادش بره. اگه مجنون لیلی رو یادش بره. اگه پرنده پروازو یادش  «
بره من هیچ وقت.........هیچ وقت پول کارت اینترنتهایی را که خریدم و برات آف گذاشتم
یادم نمی ره
..................................................................

برای عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولی کوه وفا دومی کوه صداقت سومی....... «
کوهی که هر وقت بهم گفتی دوست ندارم از اون بندازمت پایین
..................................................................

عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم: تا تورو  «
دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نیستم اونم
منو تنها گذاشت و رفت... ولی وقتی به تنهایی گفتم:تا تورو دارم تنها نیستم موندو هم
دم و مونسم شد
..................................................................
 
به یاد داشته باش : به خدایت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است، به مشکلاتت بگو که  «
چقدر خدایت بزرگ است
..................................................................

خدا هیچوقت از تو سئوال نمی کنه که چه نوع ماشینی رو روندی؟ اما حتما از تو خواهد  «
پرسید که چند نفر رو که وسیله نداشتند به مقصد رسوندی؟
..................................................................

الو سلام منزل خداست؟ این منم مزاحمی که آشناست هزار دفعه این شماره را دلم  «
گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد، حساب بنده هایتان جداست؟
..................................................................

به ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف «
..................................................................

اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی برف رو سیاه کنی یه بوسه به آتش بزنی یه نفس  «
عمیق زیر آب بکشی اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم
..................................................................

من 15 تا تو را دوست دارم 7 بهشت 7 آسمان 1 دنیا «
..................................................................
 
نه!نرو!صبر کن قرارمان این نبود باید سکه بیندازیم اگر شیر آمد:تردید نکن که دوستت  «
دارم اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم .....صبر کن سکه بیندازیم اگر دوستت
نداشتم.....آن وقت برو
..................................................................
 
پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بیچاره از این عشق سوختن آموخت فرق  «
منو پروانه در اینست پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت
..................................................................

میتونم یه چیزی بهت بگم؟ مطمین باش که از ته قلبم میگم... همیشه از خدا میخواستم  «
که تو زندگیم یه همراه خوب بهم بده.. . همراهی که همیشه کنارم باشه و بتونم باهاش
ارتباط برقرار کنم... خدا یکیشو به من داد.... مال من نوکیاست... مال تو چیه؟
..................................................................

از یه بسیجیه سوال میکنن : دو خط موازی چیه؟ میگه:دو خط موازی دو خطی هستند که  «
هیچ گاه به هم نمیرسن مگر به دستور مقام معظم رهبری
..................................................................

دقایقی تو زندگیت هست که دلت برای کـ..سی اونقدر تنگ میشه که دلت میخواد اونو از تو  «
رویات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی با تمام وجوت بغلش کنی
..................................................................

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد «
..................................................................

عشق مثل یک ساعت شنی می ماند همزمان که قلب را پر می کنذ مغز را خالی می  «
کند!!
..................................................................

میدونید بسیج مخفف چیه؟ " بنیاد سازمان دهی یک مشت جوجه «
..................................................................

به عکـ..س زیر با دقت نگاه کن. چی نمی بینی؟ هیچی؟.......... دوباره نگاه کن. بازم  «
هیچی؟ تو هیچی نوفهمی... این عکـ..س خرزو خان بید دیگه
..................................................................

همین روزا میان دست گیرت می کنن دست بند به دست میان می برنت جزئیات جنایت  «
هنوز مشخص نیست اما .....اثر انگشتت روی قلب شکـ..ستم مونده
..................................................................

جیگرم! نفسم! عشقم! نازم! زندگیم !خوشگلم! ماهم! فدات بشم! بمیرم برات الهی !!! «
بهتره دیگه از کنار آینه برم کنار
..................................................................

آسمان را می نگرم تو را میبینم خورشید را می نگرم تو را میبینم ماه را می نگرم تو  «
را میبینم خوب مسخره از جلوم برو کنار دیگه !
..................................................................

چاه مکن بهر کسی، خسته میشی....دیگ به دیگ چیزی نمی گه....شلوار مرد که دو تا  «
شد، حال می کنه....گر صبر کنی، زیر پات علف سبز می شه....صلاح مملکت خویش، رئیس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمری جیک جیک می کنه.....عیسی به کیش خود، موسی به بندر عباس....کوه به کوه می رسه، میّت رو زمین نمی مونه....آشپز که دوتا شد هیچ کدوم غذا درست نمی کنن....پاتو از گلیمت درازتر نکن، پات دراز می شه شلوار به پات کوتاه می شه
..................................................................

L: لنگت پیدا نمیشه O : عمرمی V : وجودمی E : انگار اشتباه فرستادم  «
..................................................................

اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلند ترین قله ی دنیا می نوشتم اگه معلم ادبیات بودم  «
اسمتو تو تمام شعرام می آوردم اگه معلم شیمی بودم اسمتو در گروه حلال ترین محلول ها قرار می دادم اگر معلم زیست بودم قلبت رو از مهربون ترین قلبها می نوشتم ...
..................................................................
 
سال 2200 پسره از مامانش میپرسه مامان من چه جوری به دنیا اومدم. مامانش جواب  «
میده از اینترنت دانلودت کردم
..................................................................

از شمع یک چیز آموختم:ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم «
..................................................................

اگه تو کوچه پس کوچ های دلم گم شدی.دنباله کـ..سی نگرد که آدرس بهت بده چون غیر  «
از تو کـ..سیی اونجا نیست
..................................................................

عشق چیست ؟ «
به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چیست؟ گفت از من زیبا تر به شمع گفتم عشق چیست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چیستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم
..................................................................

با سیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم /نگاهتو کوک نکنی من خودمو دار میزنم/چشات اگه  «
رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نیست دلمو به درو دیوار میزنم
..................................................................
 
چشمهای تو مثل دریاست... اجازه میدی جورابامو توش بشورم؟ «
..................................................................
 
عجایب هفت گانه ی ایران:۱)رشتیه با غیرت ۲)ترک بی خریت ۳)اصفهانی بی منت  «
۴)تهرونی با معرفت ۵)یزدیه با شهامت ۶)لر با شخصیت ۷)عرب با تربیت
..................................................................

آرزومند قطع برق منزل شما در حین سریال نرگس..... با تشکر محمود شوکت «
..................................................................

به آخونده میگن در چه صورت بازی ورق مجاز میشه. آخوند:باسه شرط زیر:1- اسم شاه  «
ولایت فقیه بشه 2-بی بی چادر سرش کنه3- سربازها عضو بسیج بشن
..................................................................

چند تا آدمن که تنشون میخاره 1.اونایی که چشمک میزنن ولی شماره نمیدن 2.اونایی  «
که شماره میگیرن ولی زنگ نمیزنن 3.اونایی که حموم نمیرن 4.اونایی که آف‌ت رو واسه خودت میفرستن
..................................................................
 
رده بندی آدمها در ایرن «
2 - قشنگ ترین آدم دنیا :دکتر محمود احمدی نژاد 3 - پیرترین آدم دنیا : علی دایی 4
- جواد ترین آدم دنیا :بنیامین 5 - با استعداد ترین بازیگر سینمای دنیا : محمدرضا
گلزار 6 - بد بخت ترین آدم دنیا : دوست پسر 7 - ورزشکار ترین آدم دنیا (البته در
رشته چتر بازی ): دوست دختر 8 - باحال ترین آدم دنیا : من 9 - ضایع ترین آدم دنیا :
شک نکن که خودتی
..................................................................
 
همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره  «
جلوی همه گریه کنه
..................................................................

مهم این نیست که تو اَد لیست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اینه که تو قلبمون  «
فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشیم، باهم آرشیو زندگی رو دوره کنیم و با هم آف بشیم. امّا باید یادمون باشه پسورد دوستیمون رو جوری بسازیم که کـ..سی نتونه هکمون کنه
..................................................................

برای ازدواج: زن باید نجیب باشه مثله اسب...! چشاش قشنگ باشه مثل آهو...! زیبا و با  «
وقار باشه مثل طاووس...! ولی مرد ها فقط خر باشن کافیه
..................................................................

خبر رسیده که یکی از فرشته های خدا گم شده. چند میدی لوت ندم؟؟؟ «
..................................................................
 
تبلیغات کرم موبر : قبل از مصرف : میرزا کوچک خان- بعد از مصرف : رونالدو - مصرف  «
نادرست : رفسنجانی
..................................................................

خصوصیت آقایون «
خصوصیت آقایون 1. خوشگل تر از خودشون نمیتونن ببینن. 2. هر روزی که باهاشون اشنا شی 3 روز بعد به طور اتفاقی تولدشونه. 3. دوست ندارن دم ویترینای مغازه ها وایسن که دوست دخترشون از چیزی خوشش بیاد مجبور شن پولاشونو خرج کنن. 4. روز تولد دوست دختراشون یا مسافرتن یا ماموریت. 5. هر وقت دیر میکنن به جون مامانشون تو ترافیک بودن. 6. اگه راجع به سربازی یا دانشگاه ازشون بپرسی تب 40 درجه میکنن. 7. همشون دوست دختر ندارن چون یا مرده یا بهشون خیانت کرده
..................................................................
 
اگر می توانستم مجازاتت کنم از تو می خواستم به اندازه ای که تو را دوست دارم مرا  «
دوست داشته باشی
..................................................................

شعر زیر را دنبال هم بخوانبد : (( میازار موری که دانه کش است که جان دارد و .. «
جانم به قربانت ولی حالا چرا .. عاقل کند کاری که باز .. آید به کنعان غم مخور
کلبه‌ی احزان شود روزی .. ز سر سنگ عقابی به هوا .. خواستن توانستن است...
..................................................................

همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات انسان توسط کسی ساخته می شود که  «
شیرین ترین و شاد ترین لحظات را برای او ساخته است
..................................................................

موقعی که خدا پنجره ی بهشتو باز کرد منو دید ازم پرسید امروز چه آرزویی داری؟؟ گفتم  «
خدایا همیشه مواظب اونی که الان داره این نوشته رو میخونه باش چون برام خیلی عزیزه
..................................................................

جبراییل مامور شد تا برود از حوا بپرسد که چرا از میوه ممنوعه خورده. حوا که نمی  «
توانست جواب دهد جبراییل را پیش آدم فرستاد.آدم که نمی توانست جواب دهد.لحظه مکث کرد چونکـ..سی را ندید پس با صدای بلند گفت حممممممممممممممممممممممممممممممید
..................................................................

خدا رو دوست دارم چون *آی دیش* همیشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه  «
*پی ام ها* جواب میده خدا رو دوست دارم چون حرفای آدم رو *سند توآل* نمی کنه خدا رو دوست دارم چون هیچ کـ..سی رو *ایگنور* نمی کنه خدا رو دوست دارم چون، خداست
..................................................................

یه بسیجیه اکـ..س میخوره لباسشو میکنه تو شلوارش «
..................................................................

انسان با سه بوسه تکمیل می شود 1-بوسه مادر که با آن پا عرصه خاکی می گذاری 2-  «
بوسه عشق که یک عمر با ان زندگی می کنی 3- بوسه خاک که با ان پا به عرصه ابدیت می گذاری
..................................................................

آنقولانزای مرغی به ایران هم رسید .... پسرای مجرد مراقب باشند حالا حالا ها نرند  «
قاطی مرغ ها
..................................................................

جدیدترین تقسیم بندی انسانها: ۱-پستانداران ۲- پستانمالان ۳- پستانخواران ۴-  «
لاپستانذاران ۵- پستانلیسان
..................................................................

جدید ترین رومان عاشقانه در قزوین  «
خسرو و فرها
..................................................................

گوش کن حرف منو و برای بهترین دوستتبزن «
تمام محبتت را به پای دوستت بریز اما نه تمام اعتمادت را
..................................................................

زنان با برقراری رابطه جنسی میخواهند به عشق برسند. اما مردان با عشق ورزی  «
میخواهند به رابطه جنسی برسند...
..................................................................

اگه روزی شاد بودی، بلند نخند که غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین بودی، آرام  «
گریه کن تا شادی ناامید نشه
..................................................................

اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هیچ گاه برای امدنت باران را بهانه نمی کردی  «
رنگین کمان من
..................................................................
 
گر بمیرد پسری از قبر او روید گلی گر بمیرند پسران دنیا گلستان می شود گر بمیرد  «
دختری یک بی وفا کم میشود گر بمیرنددختران دنیا وفادار می شود
..................................................................

روز قیامت خدا به مردا میگه: اونایی که زن ذلیل بودن سمت چپ بقیه سمت راست. «
همه میرن سمت چپ فقط یکی نمیره. خدا بهش میگه چرا تو نرفتی اونور؟ میگه: خانومم گفته اینجا وایسا
..................................................................

عشق گلی است که اگر آن را به قصد تجزیه و تحلیل پرپر کنید، هرگز قادر نخواهید بود  «
که آن را دوباره جمع کنید
..................................................................

دیگه نه زنگ بزن، نه اس‌ام‌اس بده، نه با من حرف بزن، آخه رفتم دکتر، گفته: قند  «
دارم و نباید به عسلی مثل تو نزدیک بشم
..................................................................

اگه بگم دیوونتم، اگه بگم عاشقتم، اگه بگم دوست دارم، اگه بگم یه ثانیه از جلوی  «
چشمام دور نمی‌شی، اگه بگم نفسمی، اگه بگم همه هستی منی،‌ برام «لپ‌لپ» می‌خری؟
..................................................................
 
دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن  «
پیدا میکنم
..................................................................

هر زمان که احساس تنهایی کردی دستهایت را باز کن، سرت را بالا بگیر، یک نفس عمیق  «
بکش، چشمهایت را باز کن و رو به آسمان نگاه کن و ببین: <<از اون بالا کفتر می‌آیه /
یک دانه دختر می‌آیه
..................................................................
 
خصوصیات دخترا: 1. تا زبونشون باز میشه عوض مامان بابا میگن شوهر! 2.حالشون از  «
پسرا به هم میخوره ولی نمی دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن!! 3.اگه خونشون آتیش بگیره بین بابا و لوازم آرایش حتما لوازم آرایش و انتخاب می کنن!!! 4.نون شب ندارن بخورن ولی پول عمل دماغشونو ردیف میکنن!!!! 5.همه خوشکل و خوش هیکلن (خدایا منو بخاطر این دروغم ببخش)!!!!! 6. از 8 تا 20 سالگی شونصد تا دوست پسر داشتن که هیچ کدوم درکشون نمیکردن!!!!!!
..................................................................

فیلم های برگزیده قم: 1- عبا قرمزی.2 -عمامه ای برای دو نفر.3-من حسن شیخ 15  «
سال دارم.4-آخوندی از قفس پرید. 5-این آخوند حرف نمی زند.6-آخوندی با کفشهای کتانی.7-آخوندی در آتش!
..................................................................

محبت از درخت آموز که حتی سایه از هیزم شکن هم بر نمی دارد  «
..................................................................

روز گله میره پیش خدا میگه چرا همه گلها خار دارن ؟ خدا می گه نه یه گلی هست که  «
خار نداره میگه کو صداش کن ببینمش ؟ خدا می گه نه صداش نکن داره آف می خونه.
..................................................................

دنیا دو روز است یک روز با تو یک روز بر علیه تو ........... روزی که با تو ست  «
مغرور نشو .... روزی که بر علیه توست ما یوس نشو
..................................................................

تهرانیه داشت واسه ابادانیه لاف می زد که من یه سگ دارم وقتی می خواد بیاد تو خونه  «
در می زنه. ابادانیه گفت : ولک مگه کلید نداره؟
..................................................................

روش دفع انگل : 3 روز چای و بیسکویت می خوری روز چهارم فقط چای. کرمه میاد بیرون  «
میگه: پس بیسکویت کو؟
..................................................................

قدرت دید خانومها: یک تار مو را روی کت شوهرشون میبینن اما یه تیر چراغ برق را  «
هنگام رانندگی نمیبینن
..................................................................

یه نصیحت هیچ وقت تو خیابون نرو، اگه رفتی سرتو بالا نکن، اگه بالا کردی، به هیچ کس  «
نگاه نکن، اگه نگاه کردی نخند، اگه خندیدی شماره ازش نگیر، اگه گرفتی بهش زنگ نزن،
اگه زدی باهاش حرف نزن، اگه زدی نگو دوسش داری، اگه گفتی باهاش قرار نزار، اگه
گذاشتی نرو سر قرار، اگه رفتی تحویلش نگیر، اگه گرفتی عاشقش نشو، اگه شدی بهش نگو، اگه گفتی....... میزاره میره
 ..................................................................

می دونی چرا دوتا ترک نمی تونن کنار هم بخوابن ؟ برای اینکه تا صبح دعوا می کنن که  «
کی وسط بخوابه!!!
..................................................................

.....روزی که دلم پیش دلت بود گرو دستان مرا سخت فشردی که مرو روزی که دلت به  «
دیگری مایل شد کفشان مرا جفت نمودی که برو
..................................................................

آیینه پرسید که چرا دیر کرده است نکند دل دیگری او را سیر کرده است خندیدم و گفتم  «
او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تأخیر کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است
شاید موعد قرار تغییر کرده است خندید به سادگیم آیینه و گفت احساس پاک تو را زنجیر کرده است گفتم از عشق من چنین سخن مگوی گفت خوابی سال‌ها دیر کرده است در آیینه به خود نگاه می‌کنم ـ آه! عشق تو عجیب مرا پیر کرده است راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است.
..................................................................

الهی تو خورشید بشی و من زمین !! تا سالی 1 بار من دوره تو بگردم و توام  «
سالی 365 بار دور من بگردی !!!
..................................................................

از ترکه می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه : آخه  «
پیاده خیلی راهه
 ..................................................................

گر پسری کشته شود دختری ترشیده شود گر پسران کشته شوند کل جهان لیته شود  «
..................................................................

عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار، از تنفر متنفر باش، به مهربانی مهر  «
بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش
..................................................................

اون چیه که لای سینه رد میشه........ روی رون کشیده میشه......... یهو میره توووو  «
قفل میشههه........................................هی عمووووووووو چقدر فکرت
منحرفه، کمربند ایمنیه دیگه
..................................................................

1025659 . . . . یکی به عدد بالا اضافه کن واسه نفر بعد بفرست.(مرکز آمار اسگل  «
شدگان)
..................................................................

اگر دنیای ما دنیای سنگ است بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است..... اگر دنیای ما  «
دنیای درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است...... اگر عاشق شدن پس یک گناه است دل عاشق شکـ..ستن صد گناه است
..................................................................

زن : مرد چرا کولر نمی خری ؟ ترکه: به درد نمی خونه اونایی هم که دارن گذاشتن رو  «
پشت بوم
..................................................................

عشق از کلمه‌ی عشقه برگرفته شده. عشقه نام گیاهی است در هند که اگر بر هر  «
گیاهی، حتی درختی تنومند بپیچد، آن را از پای در می‌آورد
 ..................................................................

پسرکی دو خط سیاه موازی روی تخته کشید!! خط اولی به دومی گفت ما می توانیم  «
ندگی خوبی داشته باشیم ..!! دومی قلبش تپید و لرزان گفت : بهترین زندگی!!! در همان زمان معلم بلند فریاد زد : " دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند" و بچه ها هم تکرار کردند: ....دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند مگر آنکه یکی از آن دو برای رسیدن به دیگری خود را بشکند !!
..................................................................

عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار عشق یعنی یک تمنا , یک نیاز  «
زمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق یعنی چشم خیس مست او زیر باران دست تو در دست او
..................................................................

سازمان تبلیغات اسلامی آمریکا اعلام کرد : جمعه ها مراسم نوحه خوانی شهدای 11  «
سپتامبر برگذار میگردد، مکان مهدیه واشنگتن با حضور مداحان ارجمن حاجمایکل جکـ..سن و حاجیه خانم جنفیر لوپز
..................................................................
 
10 تا شاخه گل رو بگیر جلو آینه حالا بشمر دیدی 11 تان آخه خودتم گلی «
..................................................................

شباهت موبایل و زن 1_پول حروم کنند!! 2_  برجستگی هاشون قابل فشاره!! 3_ از پایین شارژ میشن!! 4_اگه شارژ نشن باهات حرف نمی زنن!! «
..................................................................

سلام /من از اداره گاز مزاحمتون میشم اجازه میدین لوپوتونو یه گاز بگیرم «
..................................................................

شباهت زن و قهوه:1.هردوشون آدمو ریلکـ..س می کنن 2. هردوشون آدمو داغ می کنن «
3.هدوشون آدمو تا صبح بیدار نگه می دارن
..................................................................

ترکه از آخونده می‌پرسه با کفش هم میشه نماز خوند؟ آخونده میگه نه برادر، نمیشه. ترکه میگه  «
ولی من خوندم، دیدی دروغ گفتی؟!
..................................................................

این اس ام اس رو به سه نفر بفرست: ۱: کـ..نی! ۲: کـ..ن گشاد ۳: کـ..س خل!!! بعد  «
بشین فکر کن که تو کدوم یکی از اینا بودی که من اینو برات فرستادم
..................................................................

برای کاهش درد هنگام کـ..ن دادن اعداد زیر را تکرار کن : «
۱.۵.۸.۴.۶.۸.۳.۵.۰
کـ..سخل ، الآن نه وقتی داری میدی!
..................................................................

عشق ۶ مرحله داره : «
۱: دیدار
۲: قرار
۳: بذار
۴: فشار
۵: درآر
۶: فرار ...
به امید دیدار!
..................................................................

اول راستش می کنیم... بعد سرشو با تف خیس می کنیم... بعد می کنیم تو سوراخش! «
ما اینجور سوزن نخ می کنیم شما چطور؟؟!!!
..................................................................

سلام،خوبی؟ یه لطفی به من میکنی؟ یه عکـ..س تمام قد از خودت بگیر برام سند کن. «
Ok?. آخه میخوام ورق بازی کنم ولی جوکر گم شده
هرچی زنگ زدم، در دسترس نبودی! گوشیت خط نمیداد. به محض اینکه یه تلفن ثابت
پیدا کردی، حتما بکن توکـ..نت
..................................................................

طبق آخرین مصوبه مجلس کـ..س خول بودن جرم نیست , پس  به کارت برس!!! «
..................................................................

به زن خوش غیرت میگن: چند؟ میگه: نمیدونم، حمییید؟! (حمید از تو آشپزخونه): پولی  «
نیست، تبرکه!
..................................................................

به خروس می گن چه غذایی دوست داری؟ می گه الویه. می گن چرا؟ می گه چون  «
سینه مرغ داره
..................................................................

دلیل پیشرفت آمریکاییها نسبت به ایرانیان : «
آمریکایی ها کـ..رشون تو کـ..س هست و فکرشون تو کار...
ایرانی ها فکرشون تو کـ..س هست و کـ..رشون تو کار...
..................................................................

قانون ۱۲ نیوتون : اگه با سرعت نور کـ..ن بدی میتونی یه دنیا رو نون بدی!!! «
..................................................................

وجدان تو مثل اسپرم می مونه که میخواد از تو آدم بسازه.اما افسوس نفست مثل  «
کاندوم اجازه نمیده توی کـ..نی آدم بشی!!!
..................................................................

یه بار یه بچه از باباش میپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی میرفتین ماه عسل  «
من هم بودم ، بابائه میگه آره عزیزم تو هم بودی ... رفتنی پیش من بودی ،
برگشتنی پیش مامانت!
..................................................................

یه روز دو تا پسره میرن قطب شمال ، میرسن به یه اسکیمو ، بهش میگن: «
- آقا شما اینجا زن سیاه دارید؟
- آره داریم!
- زن سفید هم دارین؟
- بله زن سفید هم داریم!
- زن سیاه و سفید چی ؟ اونم دارین؟
- نه زن سیاه و سفید نداریم!!!!
یکهو یکیشون میزنه پس گردن اون یکی میگه نگفتم این که میکردیم پنگوئنه
..................................................................

تو کتاب خوندم سیگار بده ........................دیگه سیگار نکشیدم  «
تو کتاب خوندم مشروب بده ......................دیگه مشروب نخوردم
تو کتاب خوندم که قمار بده .......................دیگه قمار نزدم
تو کتاب خوندم مواد مخدر بده ....................دیگه مواد نزدم
تو کتاب خوندم کس بده ............................دیگه کتاب نخوندم
..................................................................

شباهت پفک و سینه  «
هر 2 تاش مال بچه ها هست اگه باباها اجازه بدن!!!
..................................................................

هیچ وقت با دل یه دختر بازی نکن چون یه دل بیشتر نداره ، با سینه هاش بازی کن  «
که 2 تاست
..................................................................

فرق باد کنک با خانم حامله چیه ؟ «
.
..
...
....
....
...
..
.

!بادکنک رو اول باد میکنی بعد بازی میکنی اما زنو اول بازی میکنی بعد باد
میشه
..................................................................

هیچ وقت شب جمعه دعا نکن، چون اینقدر پا روی آسمون هست که دستهای شما دیده  «
نمیشه!
..................................................................

یک صاب رستوران با یکی از مشتریا بدجور لج بوده (حالامعلوم نیست یارو چه  «
بلائی سرش اورده بوده ) خلاصه توی غذاش به جای مرغ چند تا کون مرغ ردیف میکنه
تا حسابی حالشو بگیره خلاصه یارو وقتی کونهارو تو غذاش میبینه شاکی میشه ولی
روش نمیشه به یارو صاب رستورانه بگه یک چندبار این دست اوندست میکنه بالاخره
خودشو میزنه به پرروئی به یارو بغل دستیش که از قضا داشته مرغ میخورده میگه
آقا شرمنده ها ... یک کون بدم یک رون میدی ؟؟؟
..................................................................

اگه گفتین چرا سوراخ عقب دخترا پرده نداره ولی سوراخ جلو داره «
چون خدا گر زحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری
..................................................................

سه تا اسپرم با هم بحث می کردن «
اولی: من می خوام پسر بشم
دومی: من می خوام دختر بشم
سومی: دعوا نکنین توی کونیم
..................................................................

-پنج خواسته زنها از مردها: شهوت شتر، کمر گاو، وفاداری سگ، نجابت اسب، ک... خر «
..................................................................

یه خانوم به دندون پزشک: اقای دکتر من از دندون کشیدنبیشتر از حامله شدن می  «
ترسم. دکتر: زودتر تصمیمتون رو بگیرید تا من صندلیم رو تنظیم کنم
..................................................................

به ۲۰۶ صندوقدار میگن چه احساسی داری؟میگه احساس جنیفر لوپزی  «
..................................................................

میگن علی دایی رو تو پلی استیشن هم نمیشه عوض کرد!!!!!!!!!!!!!!!  «
..................................................................

یه سوال برای ما پیش اومده شاید شما جوابش رو بدونید:  «
آیا می دونید حاج زنبور عسل حج عمره رفته بود یا حج تمتع؟
..................................................................

انواع سایز ســوتین از نظر پسرها  «
75 تو رشده
۸۰ تو مشته
85 بهشته
90 درشته
100 بالشته
..................................................................

خیلی دوست دارم با تو برم ماهیگیری، آخه هیچکس مثل تو کرم نداره !!!  «
..................................................................

سعی کن همیشه مثل پالاز موکت باشی شخصیتت کوبیده نشه و همواره رنگ خودت رو حفظ کنی  «
..................................................................

اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو  «
دوستش داری!
..................................................................

مرد ها دوست دارن اولین عشق زنها باشند ولی ....  «
زنها دوست دارن آخرین عشق مرد ها باشند .
..................................................................

نفرین زنها به همدیگه :  «
الهی کف پات رنگ آسمون رو نبینه !!!!!
..................................................................

بنیامین میره حموم ومیاد بیرون بهش میگن چه خبر؟  «
میگه: شامپو. صابون . ریکا .زدم نمیاد نمیاد
..................................................................

دختر که به دنیا آمد به او شیر سگ بدهید شاید رسم وفا را بیاموزد  «
..................................................................

یه بسیجیه داشته به اسمان نگاه می کرده می بینه ستاره ها چشمک میزنند سرشو میندازه پایین میگه استغفرالله  «
..................................................................

مهم نیست با چه ماشینی میای! مهم نیست با چه لباسی میای فقط بیا و این آشغال ها رو از دم خونه بردار  «
..................................................................

به دختره میگن شما می ری wc خودتو با دست راست می شوری یا چپ ؟ می گه :حــــمـــــیــــد !!!!  «
..................................................................

میدونی شماره یه دختر ایده ال برای پسر ها چنده ؟  «
۶۰۷۰۹۰۲۰۰
می دونی چرا ؟
۶۰  دور کـمر
۷۰  سایز سـوتین
۹۰  دور سـینه
 ۲۰  سن
۰   آی کیو !
..................................................................

می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟  «
هر دو تاشون تو کفن
..................................................................

با تولد دومین گوسفند شبیه سازی شده ,  «
دیگه نمیتونم بهت بگم : "دنیا دیگه مثه تو نداره !!!! نداره نمیتونه بیاره
..................................................................

سی ان ان اعلام کرد که: پایگاه اتمی بوشهر و اصفهان امشب ساعت 24 به طور کامل هوا میره، نمیدونی تا کجا میره، من این توپ رو نداشتم... !؟  «
..................................................................

اینو واسه تو فرستادم . اره واسه تو . چیه ؟؟؟‌ چرا اینور اونور نگاه می کنی ؟؟؟ باور کن واسه تو فرستادم . اخه مگه به جز تو اسکل دیگه ای هم اونحا هست ؟؟  «
..................................................................

من این اس ام اس رو نفرستادم ٬ موبایلم خودش فرستاد ٬ مثل اینکه موبایلم خاطر خواه موبایلت شده!  «
..................................................................

وقتی به چهره تو نگاه میکنم به شوخ طبعی خدا پی میبرم !!!  «
..................................................................

این اس ام اس صرفآ برای دویدن شما به طرف موبایل بوده و هیچ ارزش دیگری ندارد !!!  «
به یه دانشجویی میگن یه جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه میگه : دانشگاه ازاد اسلامی
..................................................................

عشق گلی است که دو باغبان آن را پرورش میدهد   «
..................................................................

 این اس ام اس تنها برای بیدار کردن شما ارسال شده است و هیچ گونه ارزش دیگری ندارد ... برو حالا میتوانی بری بخوابی شب به خیر   «
..................................................................

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 20:5  توسط بابا لنگ دراز  | 

جوک لری

لره شب عروسی به پسرش میگه:  پسرم سفت ترین جای بدنتو بکن جایی که   «
دخترا میشاشن صبح میبینه: کله پسره تو چاه فاضلاب گیر کرده
...................................................................

یه گونی پشکل میخرن بازش که می کنن یه لره از توش میپره بیرون میگن   «
تو اینجا چکار«می کنی؟؟ میگه من جایزشم
...................................................................

به یه لره میگن تو شهر شما آدم معروف هست؟؟لره:آره سوفیا لره... جسیکا تی لر...لره  «
و هاردی... تازاش هم یه مولکول کشف کردیم که اسمش اینه: کلر .....
...................................................................

یه روز یه لره میره دستشوئی وقتی می یاد بیرون میبینن دهنش خونیه میپرسن   «
چی«شده میگه با مسواک خانواده دندونامو شستم0
...................................................................

لره خوابش سنگین بوده، تخت میشکنه  «
...................................................................

به لره میگن: دخترتو به کی دادی؟ میگه: غریبه نیست. دامادمه  «
...................................................................

لره میره توالت با دهن خونی میاد بیرون. میگن: چی شده؟ میگه: گی بگیرن. مسواکش  «
خیلی بزرگ بید.
...................................................................

لره قاضی میشه بهش میگن حکم کن، میگه پیک!  «
...................................................................

لره تو قرعه کشی بانک شرکت می‌کنه، براش شیش ماه زندان در میاد  «
...................................................................
 
 لره خیلی بی تربیت بوده، هر جا میرفته یه سوتی اساسی میداده. یه روز میره  «
خواستگاری، براش چایی میارن با شکر، یادشون میره قاشق بیارن.
 لره برمی‌گرده میگه: باید با کـ..رم هم بزنم؟!
...................................................................

به لره میگن: ببخشید شما لرید؟‌ میگه: نه پس انم با این سبیل پهنم؟!  «
لره بعد از عمری میره مو می‌کاره، اسمش حج واجب درمیاد.
...................................................................

لره میخواسته ترتیب گاوشو بده، گاوه میگه: ما، ما! لره میگه: خفه‌شو، اول ما، بعد   «
تو!
...................................................................

خرسه به یکی حمله میکنه و میگه: ویاوخوام وخورمت! طرف میگه: اِ؟ میه تونم لری؟  «
خرسه میگه: ها، ما حیوونا همه لریم، وجز خر که ترکه!
...................................................................

لره بالا پشت بوم میخوابه، سردش میشه، پا میشه در پشت بومو میبنده  «
...................................................................

به لره میگن تبادل لینک میکنی؟ هیچی جواب نمیده!!!  «
...................................................................

لره دلو میزنه به دریا، غرق میشه  «
...................................................................

به لره میگن حموم چند بخشه؟ میگه: دو بخشه، زنونه و مردونه  «
...................................................................

لره دیش ماهوارشو می‌ذاره روی پشت بوم، روش می‌نویسه: کولر  «
...................................................................

از لره می‌پرسن: قبله کدوم طرفه؟ میگه: کجا بهتون آدرس دادن؟  «
...................................................................

یه روز یه لره م ی گ و ز ه یه متر میپره هوا، میگن: چی شد؟ میگه: تو دنده   «
بود
...................................................................

به لره میگن: ساعت داری؟ میگه: ساعت چیه مرد باید خا... داشته باشه  «
...................................................................

لره چهارشنبه سوری با واجبی نارنجک درست میکه، میگن این چیه؟ میگه: می‌خوام وقتی   «
ترکید پشمای همه بریزه
...................................................................

لره میره بدنسازی، مربیه میگه: هفته اول بدن درد داری، ترکه میگه: پس من از هفته   «
دوم میام.
...................................................................

به لره میگن: محبوبترین تیم فوتبالی که دوست داری چیه ؟ میگه: قربون جدش آسد   «
میلان
...................................................................

لره می‌خواسته غرق مناجات بشه، جلیقه نجات می‌پوشه  «
...................................................................

دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آسفالت کردند  «
...................................................................

لره باباش آتیش می‌گیره، جو می‌گیردش، از رو باباش می‌پره  «
...................................................................

از لره در مورد آمریکا سوال می‌کنند میگه: والا یه پاش تو عراقه، یه پاش تو   «
افغانستانه، فکر کنم میخواد برینه به ایران
...................................................................

از لره می‌پرسند: توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟ میگه:‌آره بابا، لره و هاردی،  «
سوفیا لره، الیزابت تای لور، تازه یه شیمیدان لر یه چیزی کشف کرده که اسمشو گذاشته
کلر
...................................................................

به یه لره میگن: دو دو تا؟ میگه: پس چند تا؟  «
...................................................................

لره پاهاش خواب میره، پتو روش می‌کشه  «
...................................................................

لره میره توی دل طبیعت، هضم می‌شه  «
...................................................................

لره داشته شنای قورباغه میرفته، لک لک میاد می‌خوردش  «
...................................................................

لره قاضی میشه بهش میگن حکم کن، میگه پیک!  «
...................................................................

لره جونش به لبش میرسه، تف می‌کنه می‌میره  «
...................................................................

لره تو قرعه کشی بانک شرکت می‌کنه، براش شیش ماه زندان در میاد  «
...................................................................

لره میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه  «
...................................................................

به لره میگن: جسم شفاف چیه؟ میگه: جسمی که از این ورش اون ورش دیده شه. میگن: مثال   «
بزن: میگه: نردبون
...................................................................

لره سیدی می خره می بینه وسطش سوراخه میندازتش تو سطل آشغال  «
...................................................................

روی بیلبورد زده سیو همان سیب است لره میگه: دروغ میگه من خوردم صابون بید  «
...................................................................

لره فیلم جنگی میدیده، تموم که میشه سینه خیز میره تلویزیونو خواموش کنه  «
...................................................................

یه روز یه لره می افتد توی چاه میگه: شانس اوردم تهش سوراخ نبود  «
...................................................................

یه روز یه لره شکر می خره برای اینکه مورچه نخوره روش می نویسه نمک  «
...................................................................

به لره میگن: سه تا فوتبالیست نام ببر. میگه: علی دایی، علی کریمی، فرار مهدوی   «
کیا
...................................................................

از لره میپرسن به 5 تا دختر که رو یه میله نشسته ان چی میگن؟ میگه: یه سیخ جیگر  «
...................................................................

به لره میگن: دخترتو به کی دادی؟ میگه: غریبه نیست. دامادمه  «
...................................................................

لره ریش بزی میزاره. دچار بحران شخصیتی میشه  «
...................................................................

لره دور خودش میچرخه، هرز میشه  «
...................................................................

لره اپلیکیشن فرم پر میکنه، جلوی سکـ..س می نویسه: بله خیلی زیاد  «
...................................................................

لره داشت میگوزید و دور خودش میدوید یه لر دیگه گفت چکار میکنی گفت   «
میخام گوزمو بگیرم بهش گفت واستا تا من بگیرمش واست
...................................................................

لره بعد از2سال ازسربازی برمیگرده،تو کوچه داداشش رو می بینه که ریشش   «
بلند شده و خیلی ناراحته،ازش می پرسه چی شده چرا ناراحتی،داداشش چپ چپ
نگاهش می کنه وجواب نمیده.میره درخونه اون یکی داداشش رو می بینه که
اون هم با ریشهای بلند وقیافه ناراحت نگا نگاهش میکنه،خیلی نگران
میشه،می پرسه چه اتفاقی افتاده؟بابا طوری شده.اونم محلش نمیزاره.میره
تو خونه باباشو می بینه که ریشش حسابی بلند شده وخیلی ناراحته میگه من
می دونم که نه نه طوریش شده باباش با عصبانیت میگه پدرسوخته موقعی که
داشتی می رفتی خدمت ریش تراش رو کجا بردی
...................................................................

از لره می پرسن،بزرگترین ریسک زندگیت چیه؟ میگه: یه روز اسهال بودم   «
گوزیدم....
...................................................................

لره میره مهمونی تهرونی ها میبینه بچه تهرونی به مامانش میگه مامان من   «
شماره 1 دارم ... لره میگه یهنی چی ؟ .. مادر میگه شماره 1 یعنی
دستشویی کوچک 2 یهنی بزرگ ... لره خوشش میاد و میره خونش به بچش یاد
میده ... بعد چند روز میرن مهمونی .. بچه دستشویی داشته میگه بابا اون
ان شمارش چند بود؟
...................................................................

لره میاد تهران می بینه همه لباس آستین کوتاه پوشیدن تعجب می کنه می گه   «
اوا پس اینا چه جوری دماغاشونو پاک می کنن
...................................................................

لره میگوزه .بچه هاش میزنن زیر خنده. در حالی که اشک تو چشماش جمع میشه   «
میگه: خدایا این شادیو از بچه هام نگیر
...................................................................

یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد   «
سبد گل یاس عروس ما چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل
...................................................................

لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگی یاد بگیره، جلسة اول از مربیش   «
می پرسه: این چراغ رنگیه چیه؟! یارو میاد سرکارش بگذاره، میگه: این
چراغ راهنماییه؛ وقتی سبزه یعنی اهل تهران برن، وقتی زرده شهرستانی‌ها
و قرمز هم مال لراست! خلاصه این جریان میگذره و لره هم امتحان میده
وقبول میشه، روز اول میشینه پشت ماشین و میرسه به چراغ قرمز و خوب
طبعاً رد میکنه. افسره داد میزنه: راننده پیکان، بزن کنار! لره سرشو از
پنجره میاره بیرون، داد میزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم!! افسره یک
نگاه میندازه، میگه: باشه بابا...برو...برو
...................................................................

از یه لره می‌پرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟   «
میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش می‌کنند!
...................................................................

به یه لری گفتند با جام جم جمله بساز گفت: من هر روز صبح جام جم میکنم  «
...................................................................

سه تا لر داشتن یه زن می کردن شوهرش میاد یکی سینی سیب می گیره یکی   «
سینی پرتقال میگیره به سومی هیچی نمیرسه شوهر از اولی می پرسه اینجا
چیکار می کنی می گه سیب می دم دومی می گه من پرتقال می دم سومی میگه
منم سینی را جمع میکنم
...................................................................

میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک   «
گوشه بشین!
...................................................................

لره تو مسجد سلیمان مسجد می سازه بالا در مسجد می نویسه بزودی نماز صبح   «
یک رکعت بدون وضو
...................................................................

یک بار یک زن لر به حمام میرود و شیر اب داغ را باز میکند و داد میزند   «
سوختم و شوهرش که میخواست به او کمک کند به اتش نشانی تلفن میزند
...................................................................

لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محکم میکشیده رو هم، ازش   «
میپرسن: چرا اینقدر محکم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم که هیچ
گوزی نتنِه باطلش کنه(با لهجه لری)
...................................................................

لره گوزید و مرد سر قبر او نوشتن:  بادی وزید و گلی پرپر شد   «
...................................................................

شباهت لر با پارک؟ جفتشون تاب دارن  «
...................................................................

به لره می گن: اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت   «
می گیرم
...................................................................

شباهت لرها با شورت؟ با هردو 5 دقیقه بیشتر بگردی ابروت رفته  «
...................................................................

1روز یه لره میره پیشه خدا میگه:  خدایا چیکار کنم که از ترکا خر تر   «
باشم.. خدا میگه: برو تو بیابون شنا کن.... میره تو بیابون شنا میکنه
1دفعه میبینه 1ترکه با قایق موتوری میاد میگه اومدم نجاتت بدم!
...................................................................

لره تلویزیون میخره بعد کنترلشو. پس میاره ماشین به صاحب مغازه میگه   «
بیا داداش این ماشین حساب توش بود ما حرومی بهمون نمیاد
...................................................................

یک لر برای چند روز میره توی هتل یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک   «
نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را
میزنی لره میگه اینجا یک چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) که مو هر روز
ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده
...................................................................

یک شب تلویزیون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه:  «
شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلویزیون رو خاموش میکنند، میرن
میخوابن
...................................................................

لره تیپ میزنه میره تو خیابون دختره بهش میگه بخورمت لره میگه این گه   «
خوریا به تو نیومده!
...................................................................

لره داشته شیر می خورده می میره می دونین چرا ؟.........گاوه می شینه   «
روش
...................................................................

به لره می گن بچت چرا این قدر زشته؟ می گه شو تاریک . سوراخ تنگ . منم   «
دست تنها می خواستی الن دلون درست کنم(با لهجه لری بخونید)
...................................................................

از لره میپرسن نظرت راجع به فکر, شعور, معرفت و درک چیه؟ لره جواب میده   «
ما به اینها میگم چهار محال بختیاری
...................................................................

لره 500 تومن به پسرش میده میگه این رو 300 ماست بخر 200 تومن مال خودت   «
پسرش میگه نمیرم. میگه 1000 تومن 500 مال خودت 500 ماست بگیر میگه نه.
میگخ بیا 1500 تومن 1000 تومن مال خودت 500 ماست بگیر میگه نه. میگه
بیا 2000 تومن بگیر 1500 مال خودت 500 تومن ماست بخر پسرش میگه نمیرم.
لره شاکی میشه میگه پدرسگ پس بیا تو مادرت رو بکن من برم ماست بخرم.
...................................................................

به لره میگن برادرت اج آى وى گرفته می گه نه بابا پس جى ال ایکـ..س رو فروخت!!!  «
...................................................................

لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از 2 سال حل   «
کردم . دوستش میگه: 2سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته 7
تا 10 سال
...................................................................

بن لادن رو می خواستن شکنجه کنن، از ملت همه پرسی می کنن تا سخت ترین   «
شکنجه رو انتخاب کنن هر کی یه چیزی می گه، تا اینکه می رسه به لره،
لره می گه:  یه میله آهنی رو داغ داغ کنین تا سرخ شه، بعد از طرف سردش
بکنین تو کونش، ملت کف می کنن، می گن بابا حالا چرا از طرف سردش
بکنیم تو، لره می گه:  تا هر کی خواست درش بیاره دستش بسوزه نتونه !!!
...................................................................

یه روز یه لره از خواب می پره دست وپاش می شکنه  «
...................................................................

دوست لره می خواست بره مسافرت.لره موقع خداحافظی خیلی دلش براش تنگ   «
میشه.خلاصه هی ماچش میکرد. دید که ماچ کردن چیزی از دلتنگی ش کم نمیکنه
به دوستش گفت فایده نداره بگیر بخواب تا بکُ..مت!
...................................................................

لره داشته به قصد کشت، خودش رو میزده! بهش میگن: چی شده؟ میگه: من بی   «
غیرت، الان فهمیدم از کجای ننه‌ام در اومدم
...................................................................

میدونید رکوردبیشترین ریدن توکمترین زمان دست کیه؟ دست یه لره به اسم   «
ابراهیم میرزاپوره که دربازی بامکزیک درعرض پنج دقیقه دوبار رید
تاایرانیها کونشون بسوزه
...................................................................

لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از ۲ سال حل   «
کردم . دوستش میگه: ۲ سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷
تا ۱۰ سال
...................................................................
 
لره رو در خونش نوشته بوده wc . میگن این چیه نوشتی میگه:  مخفف welcome  «
...................................................................

یه روز یه لره میره پیش خدا میگه چطوری میتونم از ترکا خرتر باشم خدا   «
بهش میگه برو تو کویر شنا کن بعد میره شنا میکنه میبینه یه ترکه با
قایق موتوری میاد نجاتش بده!!!
...................................................................

یه روز یه لوره میره دمه دره یه مغازه میخونی که نوشتن:علی با ماست رضا   «
با ماست حسن با ماست لوره میگه آقا ببخشین ماسته خالی ندارین
...................................................................

یه روز تو جشن عروسی یه لوره یه نفر مدل هلیکوپتری مى رقصه یارورو جو   «
میگیره آر پی جی میزنه
...................................................................

لره یه دوچرخه می خره سوار میشه میاد خونه بچه ی لره از دور باباشو   «
میبینه بعد میره به مامانش میگه:  مامان مامان یه چیز رفته تو کون بابا
هر چقدر هم که دست و پا میزنه در نمیاد
...................................................................

از لره می‌پرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش دارم......  «
اونم نه!
...................................................................

لره یه بسته هزار تومنی میشمره 25 تومن کم میاره  «
...................................................................

یه لره رفت پارتی. فرداش رفیقش ازش پرسید چطور بود. لره گفت: خیلی عالی   «
بود . روی من اسم یه گل گذاشته بودن و هی صدام میکردن. رفیقش گفت چی
میگفتن. لره گفت: من و انداخته بودن وسط و هی دورم میچرخیدن میگفتن
اسگله رو اسگله رو ...
...................................................................

لره با هواپیما میاد تهران، تو فرودگاه به رفیقش میگه: اگه میدونستم   «
اینقدر نزدیکه با ماشین میومدم
...................................................................

میدونی لر ها از چه عطری استفاده می کنن؟ بوپایلر.....در واقع همان بوی   «
پای لر
...................................................................

لره میره قبرستان می بینه مرده ها رو قبرا نشستن می گه جریان چیه؟؟ میگن   «
سوال های شب اول قبر لو رفته گفتن فعلا بیرون باشید تا دوباره سوال طرح کنیم
...................................................................

بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر   «
میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاکی میشه، میگه:
ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه!!!
...................................................................

به لره میگن چس چیست؟میگه تلاش یک گوز برای حفظ ابرو  «
...................................................................

لره تازه زفته بود کلاس زبان میره ساندویچی میبینه نوشته هات داگ میگه   «
بزار یه سگه داغ بخورم خلاصه طرف براش میاره میگه اوه اوه ببین از سگه
کجاش به ما رسید
...................................................................

لره داشته با اتوبوس 100تا می رفته بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز   «
بریده می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد می بینه کاری از
دستش بر نمیاد به شاگردش میگه مهراد پاشو تصادف ببین حال کن!!!
...................................................................

لره سلمونی داشته. یه روز میخواسته بگوزه به شاگرد سلمونی میگه: برو   «
بیرون نگاه کن اینطور که بوش میاد می خواد بارون بباره. پسره میره
بیرون، زود میاد میگه نه آسمون صاف صافه. یارو نمی رسه کارشو بکنه.
دوباره به شاگرده میگه،‌هوا بدجوری گرفته، برو ببین بارون نمیاد. پسره
دوباره میره، زود میاد. لره بازم نمیتونه کارشو بکنه. خلاصه بار سوم
پسره رو میفرسته و ایندفعه سریع میگوزه و اَنشم باش میاد. پسره میاد تو
میگه: والله اوستا اینجورکه بوش میاد میخواد از آسمون اَن
بباره!!!!!؟؟؟!!!!!
...................................................................

نوار مغز نرمال /_ /_ /_ /_ /_ نوارمغزقزوینی (|) (|) (|) (|)  «
نوارمغزاصفهانی $ $ $ $ $ $ $ نوارمغزلر _____________!!!
...................................................................

یه ترکه رو میتراشن میبینن لره  «
...................................................................

یه لره با یه ترکه تو یه اپارتمان زندگی میکردن یه دفعه برق میره ترکه   «
یه ظرف میگیره دستش میاد در خونه لره بهش میگه یکم برق بده لره میگه
چرا ظرف فلزی اوردی پلاستیکی می اوردی برق نگیرتت.
...................................................................

به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه   «
برین توش میشه لری!!!
...................................................................

شباهت لر و خورشید:  هر دوشون از پشت کوه در اومدن!!!  «
...................................................................

لره باباش می میره دوستاش میان بهش تسلیت میگن. لره احساساتی میشه میگه   «
ایشاالله ختم باباتون جبران کنم!!!
...................................................................

لره دوزاری سیاه پیادا میکنه، میره تلفن عمومی گوشی رو برمیداره، میگه:  «
الو آفریقا؟!!!
...................................................................

لره شهردار می شه، صبح زود برای افتتاح پروژه ساختمانی می ره عصر می شه ...  «
شب می شه ... ولی خبری ازش نمی شه . نصفه شب خاک آلود و خسته می ره خونه
 زنش می پرسه:  کجا بودی تا این وقت شب ؟ غضنفر می گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم
تشویقم کردن، منم یواش یواش بدنم گرم شد و زیر زمینش رو کندم ! ! !
...................................................................

به لره میگن: ان آقا   «
میگه:  آقا شو بگذار اولش
...................................................................

یه لره رفته بود ته چاه فکر میکرد  «
یه یارو اومد گفت:  چرا ته چاه فکر می کنی
ترکه گفت:  می خوام عمیق فکر کنم ! ! ! ! ! ! ! !
...................................................................

لره واسه اینکه از زندگی جلو بیوفته یه زن حامله میگیره  «
...................................................................

لره میخواسته آتش نشان بشه.  «
توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف
 آب نباشه چه کار میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمّم می کنیم
...................................................................

به لره می گن اگه آب نبود چی می شد؟ می گه ما شنا یاد نمی گرفتیم   «
در نهایت خفه می شدیم می مردیم
...................................................................

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 19:58  توسط بابا لنگ دراز  | 

جوک اصفهانی

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 19:51  توسط بابا لنگ دراز  | 

جوک ترکی

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 19:48  توسط بابا لنگ دراز  | 

جوک های قزوینی

 


قزوینیه عروسی میکنه توی کارت عروسیش می نویسه: «
آوردن اطفال الزامیست!!!!!!!!!!!!!
...................................................................

قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده، بهش میگن: پاشو برو تو زمین، بازی  «
شروع شده. میگه: من برانکاردم
...................................................................

یه دانمارکیه کاریکاتوره کون رو بدون سوراخ می کشه «
تو قزوین دستگیرش می کنن به سه جرم
1-تشویش اذهان عمومی
2- نشر اکاذیب
3- توهین به مقدسات
...................................................................

شعار قزوینی ها در این ایام : کاریکاتوریست دانمارک حق مسلم ماست «
...................................................................

به قزوینیه میگن: آدرس سایتتو بده. میگه: دمرو، دمرو، دمرو، دات کون، دات کان «
...................................................................

قزوینیها به ناف می‌گن: سوراخ بی مصرف! «
...................................................................

 می دونی به فرماندار قزوین چی میگن؟ «
ارباب حلقه ها !!!
...................................................................

 قزوینیه انگشتش میشکنه از ناراحتی سکته میکنه «
...................................................................

می دونستی صاحب شرکت نوکیا یه قزوینیه؟ می گی نه؟ مگه ندیدی وقتی گوشیت رو روشن می کنی یه مرد «
دست یه بچه رو می گیره؟
...................................................................

دیروز موجی از شادی در قزوین برپا بود .می دونی چرا؟ چون بهروز ایدز نداشت «
...................................................................

شنیدم قزوینی ها رسمشونه ترتیبه هر کـ..سی رو می دن یه دونه از موهای سرشو یادگاری نگه میدارن! خیلی نگرانتم تازگی ها داری کچل می شی! «
...................................................................

خبر فوری: هنوز کنکور در قزوین ادامه دارد، به گزارش بی بی سی هنوز داوطلبین جرأت  «
نکردن دفترچه سولات را از روی زمین بر دارند
...................................................................

یارو از کونش کپی میگیره میگن واسه چی؟ میگه فردا میرم قزوین میترسم اصلش رو پاره  «
کنن
...................................................................

 قزوین زلزله میاد یه بچه از پشت بام پرت میشه تو بغل یه قزوینیه . قزوینیه میگه  «
بابا دمشون گرم هنوز زلزله تموم نشده کمکهای مردمی رسید
...................................................................

جدید ترین رومان عاشقانه در قزوین  «
خسرو و فرها
...................................................................

موسی در قزوین: ای موسی عصایت را به زمین بنداز. و موسی چنین کرد . و ندا امد حالا  «
اگه جرات داری برش دارر
...................................................................

قزوینیه یه کیسه برنج تبرک میخره درشو باز میکنه میگه اِ اِ اِ اِ اِ ..... پس  «
حمیدش کو؟؟؟
...................................................................

یه روز قزوینیه میاد تهران عروسی بر میگرده شهرشون بهش میگن عروسی چطور بود میگه  «
عجب عروسی بود پسرها با مردها قاطی بودن
...................................................................

یه ضرب المثل قزوینی می گه : رفیق اگه رفیق باشه آدم منت زنشو نمی کشه. «
...................................................................

قزوینیه زنشو بیمه بدنه میکنه، رشتیه بیمه شخص ثالث. «
...................................................................

قزوینیه زنگ میزنه برنامه مهتاب میگه: عکس پشت موضوع مسابقه رو هم نشون بدین تا ما  «
هم بتونیم برنده شیم.
...................................................................

قزوینی ها اعتراض میکنن این چه الفبائیه که به ن میگن نون اما به ک میگن کاف؟ «
...................................................................

سرخ پوستها موقع حمله به قزوین میگن: آکومبا، بومبا، یاکومبا! وقتی که از  «
حمله بر می‌گردند میگن: نکن بابا، نکن بابا
...................................................................

شعار قزوینی ها در این ایام : کاریکاتوریست دانمارک حق مسلم ماست «
...................................................................

پلیس قزوینیه رو با یه گونی شرت میگیره میگه:اینا چیه؟قزوینیه می گه:هیچی به خدا  «
دفتر خاطراتمه
...................................................................

قزوینیه یه خیابون خلوت پیدا میکنه، خودشو انگشت میکنه در میره! «
...................................................................

به قزوینیه میگن قزوین کجاست. می گه اراده کنی همین جا «
...................................................................

بچه قزوینیه به باباش میگه:بابا ...مامان شبها کجا میره که هی بهش میگی بر گرد؟؟؟ «
...................................................................

‌یه روز به یه قزوینیه میگن یه دختر پاک و معصوم سراغ داری؟میگه:آره شبی هفت هزار  «
تومن!!!!
...................................................................

قزوینیه میخواد آمپول بزنه٬از ترشس میره تهران میزنه!!!! «
...................................................................

یه قزوینیه بد از چند سال دوستشو میبینه و شروع میکنه به رو بسی و میگه هر چقدر  «
میبنمت سیر نمیشم باید بکنمت
...................................................................

به خاطر رفاه حال نماز گذاران قزوینی جا نماز با آینه بغل توزیع شد «
...................................................................

خبر مهم:جهت با شکوه تر شدن نماز جمعه قزوین سوره بقره به رکوع اضافه شد «
...................................................................

توی قزوین وقتی نماز جمعه تموم میشه همه باهم دست میدن میگن خیلی حال دادی «

...................................................................

شباهت پزشک اطفال با قزوینی:هر دوشون بچه ها رو خوب میکنن «
...................................................................

قزوینیها به برادر زن میگن: اشانتیون ازدواج «
...................................................................

می دونید شجاعترین مرد رو زمین کیه؟؟؟؟؟ امام جمعه قزوینه دیگه «
...................................................................

قزوینیها میرن از برره زن میگیرن چون جای اینکه با زنشون بخوابن با برادرزنشون «
میخوابن
...................................................................

قزوینیهاتوی عروسیشون این آهنگ رو میزارن : عزیزم بگو بر میگردی «
...................................................................

یه قزوینیه به کون یه بچه خوشگل دست می ندازه (انگل می کنه) طرف می گوزه !! قزوینیه  «
می گه : یه همچین مالی باید هم دزدگیر داشته باشه.
...................................................................

 به یه قزوینی می گن نظرت در مورد شورت های لای قاشی چی هستش؟می گه بابا اینا  «
که شورت نیست !!! می گن پس چیه ؟ می گه : نخ در بهشت
...................................................................

قزوینه میاد به دوستش میگه یه هفته هست که سکـ..س نداشتم!!! دوستش میگه: مگه خانومت  «
پریوده؟!!! قزوینه میگه نبابا اسهال داره!!!!
...................................................................

قزوینیه وارد یک جمع میشه، با همه از دم روبوسی میکنه به جز یک نفر که فقط باهاش  «
دست میده. یارو شاکی میشه، میگه: چرا منو ماچ نکردی؟! قزوینیه میگه: بالام تورو
گذاشتم بک…م
...................................................................

میدونی تو قزوین ملت شب های جمعه چی نذری میدن؟؟؟… وازلین «
...................................................................

ضرب المثل قزوینی: اگر رفیق، رفیق باشه، آدم منت زنشو نمیکشه  «
...................................................................

اگه بین 6 تا قزوینی گردن کلفت توی یک اتاق گیر افتادی چه کار می کنی؟!!… تو که «
کاری از دست بر نمیاد…. پس سعی کن بهت خوش بگذره!!!
...................................................................

یک بابایی رو تو قزوین میندازن زندان، روز اول هم سلولیش ازش میپرسه: بالام جان، «
‌بچه کردی افتادی این تو؟! یارو میگه: نه آقا این حرفا چیه؟ من هیچ وقت همچی کاری
نمیکنم! قزوینیه میگه: خوب پس حتما اوا کردی؟! باز یارو میگه: نه برادر، چی میگی؟!
قزوینیه میگه: نکنه پیرمرد کردی؟! یارو میگه: آقای عزیز عفت کلام داشته باش، این
حرفا یعنی چی، من جرمم سیاسیه! قزوینیه میگه: آهــان! بالام جان فهمیدم، رئیس‌جمهور
کردی!
...................................................................

 قزوینیه میره مغازه روبات فروشی، فروشندهه شروع میکنه به تعریف از روباتا و میگه: «
آقا این روباته آخر کاره، بهترین روباتیه که تا حالا ساخته شده، ببین اگه این دکمه
روی شکمش رو فشار بدی جاروبرقی میشه، اگه دستش رو بکشی ماشین لباسشویی میشه و خلاصه
از هر پیچش هزار هنر میریزه! قزوینیه حسابی حال میکنه میگه: بالام جان من همینو
میخوام! خلاصه پولشو میده و ور میداره میبردش خونه. فرداش قروینیه شاکی با کیر
پانسمان شده برمیگرده میگه: مادرقحبه! چرا نگفتی این سوراخ کونش چرخ گوشته؟!
...................................................................

 یه روز تو قزوین یه بابا و ننه دست بچشون رومیگیرن میبرن کلانتری و به افسره میگن: «
سرکار این چه شهریه؟ این چه زندگیه؟ این بچه رو کردن کونش آش و لاش شده، پاره و
پوره شده!! افسره نگاه میکنه میبینه: تُچ تُچ! این که پاک پاره شده! رو می‌کنه به
سربازش میگه: این کار، کار حسن کودکه زود بگیرین بیارینش. بعداز نیم ساعت یک یارو
سبیل کلفته رو دست بسته میارن، افسره بهش میگه تو خجالت نمیکشی؟! ببین با این بچه
چی کار کردی؟…حسن کودک نگاه میکنه، میگه: نگاه کن تورو خدا!‌کون بچه پاره پوره
شده، آش و لاش شده! سرکار، کار آدم تازه‌کار بوده! من کون بچه شیش ماهه میذارم از
خواب بیدار نمیشه!
...................................................................

 قزوینیه جلو آینه لخت میشه کون خودشو میبینه، میگه: یار در خانه و ما گرد جهان «
میگردیم!
...................................................................

 قزوینیه رو با یه سه لیتری تف دستگیر میکنن! «
...................................................................

 قزوینیه دنبال یه بچه میکنه، آخر سر تو یه کوچه بن بست گیرش میاره، بهش میگه: «
بالام جان! سه تا کار میتونی بکنی: اول اینکه بال در بیاری پرواز کنی، دوم اینکه آب
بشی بری تو زمین، سوم اینکه دستات رو بگذاری رو زمین توکل به خدا کنی!
...................................................................

 قزوینیه داشته تو یک خرابه یه پسره رو میکرده، یهو ماشین کمیته سرمی‌رسه. افسره  «
بهش میگه: پدرسوخته! داری چه غلطی با بچه مردم می‌کنی؟! قزوینیه شاکی میشه، میگه:
به تو چه، داداشمه
...................................................................

 قزوینیه تو بستر مرگ افتاده بوده، همه خانواده و دوست و آشنا دورش جمع می‌شن، «
میگن: حاج آقا، وصیتی نداری؟ قزوینیه با حال زار میگه: بالام‌جان..اوهو…‍وصیت
می‌زنم…اوهو..اوهو… بعد ازمرگم…اوهو…جسدم رو بسوزونید…ازش پودر بچه درست کنید!
...................................................................

 روی دروازه قزوین نوشتن: پشت‌گرمی شما مایه دلگرمی ماست! «
...................................................................

 یه مدت مردم به روحانیت پشت میکنن،‌قزوینیا همه میرن روحانی میشن! «
...................................................................

 قزوینیه میمیره، اون دنیا به علت 70 سال بچه‌بازی مستمر میندازنش قعر دوزخ، پیش  «
اژدهای دو سر! یک مدت میگذره طبقه‌های دیگه جهنم هی صدای آه و اوه و داد و بیداد
می‌شنیدن. بالاخره دو سه تا از فرشته‌ها میرن پیش رئیس جهنم میگن: این بیچاره گناه
داره، بگذار از پیش این اژدها بیاریمش بیرون. اونم میگه باشه. همچین که در سلول
قزوینیه رو باز می‌کنن، اژدهای می‌زنه بیرون، حالا ندو کی بدو! فرشته‌ها بهش میگن:
‌بابا خجالت بکش! آخه چرا داری در میری؟ اژدهای میگه: بابا این دهن منو سروریس
کرده! الان دو ماهه گیر داده که: بالام‌جان تو که دو تا سر داری، پس اونیکی کانت
کجاست؟!
...................................................................

 قزوینیه داشته واسه رفیقش تعریف می‌کرده که: بالام جان دیشب رفته بودیم عروسی، جات  «
خالی مختلط مختلط، مرد و پسر قاطی!
...................................................................

 قزوینیه میره پرورشگاه یک بچه رو به فرزندی قبول کنه، مسؤول اونجا ازش میپرسه: «
بالام‌جان، می‌کنی یا می‌بری؟!
...................................................................

 قزوینیه کنار دریا واستاده بوده، ‌می‌بینه یک بچه داره پشتشو می‌خارونه. میگه: «
‌بالام‌جان، خورده‌کاری هم قبول می‌کنیم‌ها!
...................................................................

 قزوینیه داشته بچهه رو میکرده،‌وسط کار یهو منکرات میریزه،‌اینم برای اینکه‌ «
صحنه سازی کنه،‌به بچهه میگه بیا حالا تو منو بکن. بچهه هی داشته سعی میکرده،
نمیتونسته، در همین حین افسره میرسه، زیپ شلوارشو می‌کشه پایین، میگه: بالام‌جان
بیا کنار، این کارا بچه بازی نیست!
...................................................................

 قزوینیه یه بچه خوشگل مهمونش بوده، هی میخواسته بکندش ولی نمیدونسته چطور حالیش  «
کنه. تو همین احوال، یکی در می‌زنه. قزوینیه میره دم در بعد از یه مدتی شاکی بر
میگرده،‌پسره میگه:‌چی شده؟! قزوینیه میگه:‌هیچی این پسر همسایه بود،‌میگفت:
بابام گفته یه کاسه تف بدین،‌مهمون داریم میخوایم بکنیمش! می‌بینی بالام جان چه
مردم بی ملاحظه‌این؟! نمیگن ما خودمون هم مهمون داریم!
...................................................................

 قزوینیه می‌میره، پسرش می‌بینه وصیت کرده قبرشو شیب دار بسازن! چند وقت بعد  «
قزوینیه میاد به خواب پسرش، پسره می‌پرسه: بابا جریان این قبر شیب دار چیه؟ قزوینیه
میگه: بالام‌جان، تا بچه‌ها بیان روش سر بخورن!
...................................................................

 قزوینیه داشته تو خونش ترتیب بچهه رو میداده،‌بچهه هم حین عمل داشته با گلهای  «
قالی بازی میکرده. ‌قزوینیه شاکی میشه،‌میزنه تو سر بچه میگه:‌بالام جان، دل به
کار بده!
...................................................................

 به قزوینیه میگن زن رو تعریف کن، میگه: بالام جان، زن حجمیست زائد که فضای اطراف «
کان رو اشغال کرده!
...................................................................

 تو یکی از دهات قزوین، ملت برای بار اول یه میوه انجیر پیدا می‌کنن. خلاصه سر در  «
نمیارن چه موجودیه، میبرنش پیش ملای شهر، میپرسن این چیه؟ ملاهه یک نگاهی به انجیره
میکنه، میگه: بالام جان من باید یک مقدار تحقیقات رو این بکنم، فردا بیاین جوابشو
بهتون بدم. ملت میرن دنبال کار و کاسبیشون، فردا برمیگردن، میپرسن: خوب ملا بالاخره
این یارو چیه؟ ملا میگه: بالام جان، شیره بوده مالاندن…یک کمی گردالاندن…خشخاش توش
پاشاندن…چوب به کونش نشاندن…تازه شده گلابی!
...................................................................

 قزوینیه توی یکی ازین محله‌های پرت، کنار یک درخت تق یکی از این بچه ردیفارو «
می‌گذاشته، یهو اماکن و نیروی انتظامی و پلیس 110 همه محاصرش می‌کنن! قزوینیه داد
میزنه: بالام جان چه خبره؟! هولم کردید گذاشتم به کان بچه مردم؟!
...................................................................

 قزوینیه میره تهران پیش رفیقاش، رفیقاش هم همه جور بساطی براش جور میکنن، از عرق و  «
فیلم سوپر و تریاک و… آخر شب هم یه جنده باحال براش میارن تا صبح حال کنه! بعد از
یه مدتی رفیق قزوینیه میره قزوین، قزوینیه هم سنگ تموم میگذاره، براش همه چیز جور
میکنه و آخر شب هم میره بیرون که یه کون باحال براش گیر بیاره ولی هرچی میگرده،‌
چیزی پیدا نمیکنه،‌آخر ور میداره یه پیر مرد تریاکی لاغر مردنی کچل رو میاره،
‌رفیقش میگه: بی‌معرفت، این چیه ور داشتی آوردی؟! قزوینیه میگه: بالام‌جان شرمنده،
شب جمعه بود، هیچی گیر نمیومد! اینم داییمه با کلی خواهش و التماس آوردمش!
...................................................................

 قزوینیه میره خونه یک میلیونره، ‌دویست میلیون نقد می‌دزده. بعد زنگ میزنه خونه  «
یارو میگه: بچه رو بیارین پولارو ببرین!
...................................................................

 بچه قزوینیه صبح پامیشه به باباش میگه: بابایی، بابایی! مامان دیشب جایی میخواست  «
بره؟قزوینیه میگه: نه بابا‌جان. بچهه میگه: پس چرا هی بهش میگفتی برگردعزیزم،
برگرد عزیزم!
...................................................................

 قزوینیه میره آمریکا، وقتی برمیگرده دوتا بچه با خودش میاره، یکی سفید یکی سیاه. «
ازش می‌پرسند: این سیاه رو دیگه برا چی اوردی؟ میگه: بالام‌جان این واسه ماه محرمه
...................................................................

ببم جان میگه: از کلاس اول به بچه‌ها میگن: بابا آب داد. ولی نمیگن: بابا کجا رو آب  «
داد که این مصیبت شروع شد!
...................................................................

قزوینیه توی کارت عروسیش می‌نویسه: آوردن اطفال الزامیست! «
...................................................................

قزوینیه بعد نماز به بقیه میگه: بغل دستی: قبول باشه، جلویی: حال دادی، پشت سری: «
حالتو میگیرم.
...................................................................

یه عارف قزوینی میگه: تا "امید" هست، "آرزو" نخواهم کرد. «
...................................................................

سرخ پوستها موقع حمله به قزوین میگن: آکومبا، بومبا، یاکومبا! وقتی که از حمله بر  «
می‌گردند میگن: نکن بابا، نکن بابا!
...................................................................

بر اساس تحقیقات علمی یک زیست‌شناس قزوینی، «باسن» در زمانهای قدیم یک تکه بوده ولی  «
به علت شیرینی زیاد قاچ خورده و دو تکه شده.
...................................................................

به قزوینیه میگن: شما قربانی هم می‌کنین؟ میگه: فامیلیش مهم نیست، هر کی باشه  «
می‌ک...
...................................................................

قزوینیه پشت بچه‌ش می‌نویسه: با نگاهی به آینده، درست مصرف کنیم «
...................................................................

قزوینیها به برادر زن میگن: اشانتیون ازدواج. «
...................................................................

قزوینیه زنگ میزنه برنامه مهتاب میگه: عکس پشت موضوع مسابقه رو هم نشون بدین تا ما  «
هم بتونیم برنده شیم.
...................................................................

قزوینی ها اعتراض میکنن این چه الفبائیه که به ن میگن نون اما به ک میگن کاف؟ «
...................................................................

قزوینیه زنشو بیمه بدنه میکنه، رشتیه بیمه شخص ثالث. «
...................................................................

میدونی تو قزوین ملت شب های جمعه چی نذری میدن؟؟؟… وازلین  «
...................................................................

+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 14:24  توسط بابا لنگ دراز  | 

جوک های رشتی

رشتيه با زنش دعواش ميشه و بدبخت خانم رو يك كتك مفصل ميزنه. فردا از شهرباني ميان، به جرم خسارت به اموال عمومي ميندازنش زندان


رشتیه در خونش میزنه ورود افراد 18 سال به پایین ممنوع
میگن چرا اینو زدی
میگه ناموسمه بچه بازی که نیست

 
رشتیه شب میره خونه میبینه داداشش افتاد رو زن رشتیه و مشغوله!
بلندش می کنه و یه سیلی می خوابونه رو گوشش و میگه : پدر سگ تو مگه چند سالته که سیگار می کشی!!!


يه روز دخترهاي رشتي كنار هم نشسته بودند كه يكي از انها گفت كه شنيديد كه در تهران كسي به نام خفاش شب مي ايدكه هر شب دختران را مي دزدند يكي از انها گفت هر چه امكانات هست فقط در تهران هست؟


رشتیه میره قزوین، قزوینیا دنبالش میكنن كه ترتیبشو بدن. رشتیه از این كوچه به اون كوچه فرار میكنه تا میرسه به یه بن بست. با خودش میگه حالا چه گهی بخورم؟! كه یه دفعه یاد سریال امام علی میفته، میگه: ها! منم مثل عمر و عاص لخت میشم و نجات پیدا میكنم. سریع لخت میشه و قزوینیا هم كه همینو میخواستن میگیرن ترتیبش رو میدن! رشتیه با بدبختی بلند میشه با آه و ناله میگه: آی! پدر سوخته این صدا و سیما اونقدر سانسور می كنه كه آدم نمی فهمه آخر فیلم چی میشه!!!!

 رشتيه ميگن پارسال واسه تولد زنت کادو چي بهش دادي؟؟ ميگه:بردمش کيش ...! ميگن بابا دمت گرم امسال چي کار مي خواي بکني؟؟ ميگه:هيچي ديگه ميرم که بيارمش.

 
رشتيه زنش زايمان مي‌کنه با دسته‌گل مي‌ره بيمارستان مي‌گه : مادر شدنت مبارک زنش مي‌گه : ممنون اميدوارم تو هم يه روز پدر بشي

 
طبق معمول جکهای رشتی :یه روز رشتیه میاد خونه میبینه زنش لخته میره تو حموم رو میگرده میبینه هیچکی نیست میرده دستشویی میبینه هیچکی نیست زیر تخت تو کمد این ور اون ور ... خلاصه میبینه هیچکی نیست یه دفعه میگه ااااه بابا جوک رو خراب کردی!!!


از زن رشتیه می‌پرسن: ‌شما موقع عشق‌بازی با شوهرتون صحبت می‌کنید؟ میگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!


رشتیه میره خونه، میبینه زنش یه ساعت طلا دستشه،‌ میگه:‌خانم جان، اینو از کجا اوردی؟! زنه میگه: یه ساعت دادم یه ساعت گرفتم!!!

 
دخترِ رشتیه میره پیش مامانش میگه: مامان‌جون چه گردنبند خوشگلی داری، اینو بابام برات خریده؟! زنه میگه: من اگه به امید بابات بودم، الان تو رو هم نداشتم!!!

 از رشتيه ميپرسن شگفت اورترين اتفاق زندگيت چي بوده ميگه: يه روز
وقتي از سر كار بر ميگشتم ديدم اصغر اقا تو مغازشه

 
زن رشتيه بچه دومشو ميزاد،‌ بچه بزرگتره حسوديش ميشه،‌ رو سینه
مامانش سم مي‌ريزه كه بچه كوچيكه بميره،‌ دو تا همسايه‌هاشون
مي‌ميرند

 
از رشتي مي پرسن قبول داري شهيدان زنده اند, گفت : بله من پسرم
18 ساله شهيد شده ولي عروسم هر سال حامله مي شه


رشتيه داشت با نوك سينه‌هاي زنش بازي مي‌كرد، زنش ميگه: چيكار مي‌كني؟ ميگه: دارم راديو بي‌بي‌سي مي‌گيرم، زنش ميگه: با اين آنتني كه تو داري راديو پيام رو هم نمي‌توني بگيري!


رشتيه با تركه ميرن الواتي, اول رشتيه ميره تو بعد مياد بيرون و ميگه بابا زن خودم بهتره بعد از اون نوبت تركه ميشه, ميره تو و مياد بيرون و ميگه .... آره بابا زن تو بهتره!


يه روز يه رشتيه به دوستش ميگه:من قبل ازدواج اصلا با زنم نخوابيده بودم تو چي؟؟دوستش ميگه:اوممم...اسم زنت چي بود؟؟!!


رشتيه شب ميره خونه ميبينه زنش لخت خوابيده،ميگه:ميبينم که لباس کار پوشيدي؛خدا قوت...!


به رشتيه ميگن براي جلوگيري از بچه دار شدن چيکار ميکني؟؟ميگه:من در و پنجره ها رو از تو قفل ميکنم...!

 
يه روز دوست رشتيه ميره در خونشون ميبينه ملت صف کشيدن که با زنش بخوابن؛دوستشو گير مياره بهش ميگه آخه مرد حسابي اين چه وضعشه؟!چرا زنتو طلاق نميدي؟؟ميگه:مگه من ديوونه ام؟!طلاقش بدم برم ته صف وايسم؟!!!


يك روز رشتيه ميره خونش مي بينه زنش تنهاست
ميگه واي چه توهمي

 
امام جمعه رشت: انرژي هستهاي مساله ناموسي نيست كه بتوان از ان به سادگي گذشت.

 
رشتيه ميره خونه مي بينه زنش با يكي رو تخته ميره صندلي رو مياره ميزاره كناره تخت و ميشينه روش به زنش ميگه داشتي ظرفيتو

 
رشتيه تمام عمرش، عمل زناشويي‌شو با آلت مصنوعي انجام ميداده، بعد از سي سال زنش مي‌فهمه و بهش ميگه: خيلي مادر ... هستي! رشتيه هم ميگه: خودت مادر ... هستي كه با اين آلت مصنوعي، پنج تا شكم زاييدي!

رشتیه میگه به ۴ دلیل عاشق زنم شدم . . .
۱- با چهار تا مرد دیدمش گفت دوستامن .. فهمیدم صداقت داره
۲- دفعه بعد باچنتا مرد دیگه دیدمش , سرشو انداخت پایین . . فهمیدم که نجابت داره . . .
۳- رفتم در خونش دیدم صف کشیدن . . گفت برو ته صف . . . فهمیدم که عدالت داره . .
۴- رفتم در خونه مادرش دیدم یک صف هم اونجاست . . .فهمیدم اصالت داره

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 19:58  توسط بابا لنگ دراز  | 

تفاوت اساسی مردان و زنان

سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.


اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.


پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.


پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.


بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود


آينده:
يـك زن تا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيكه ازدواج نـكرده هرگز نگران آينده نخواهد بود.


موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.


ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.


روابط:
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.


بلوغ:
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.


فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.


دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.


حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود دارد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.


خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.


بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.


گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.


آينه:
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...


تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.


آدرس يابي:
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم."


پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.


فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.


لباس شيك پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.


شستن لباسها:
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.


عروسي:
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي."


اسباب بازي:
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.


گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 19:2  توسط بابا لنگ دراز  | 

عجیب ترین جمله انگلیسی

 این جمله با کلمه ای یک حرفی آغاز می شود٬ کلمه دوم دو حرفیست٬‌ چهارم چهار حرفی... تا بیستمین کلمه بیست حرفی

نویسنده این جمله یا مغز دستور زبان بوده یا بی کار:

  I do not know where family doctors acquired illegibly perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancingindecipherability, transcendentalizes intercommunications incomprehensibleness

  ترجمه جمله :

  نمیدانم این دکترهای خانواد گی این دست خطهای گیج کننده را از کجا کسب میکنند.با این حال سواد پزشکی انها غیر قابل کشف بودن این دست خط ها را جبران کرده و بر غیر قابل کشف بودن انها ( دست خط ) برتری میجوید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 21:17  توسط بابا لنگ دراز  |